تبليغاتX
•(¯`·._.• شب عاشقی •._.·´¯)•
 
گل سرخ من کجایی؟پای من خسته از این رفتن بود...
   
 

 

در کو چه خیالم با تو قدم می زنم،برای لحظه ای تو را در کنارم نمی بینم

 

آسمان به من خیره می شود.چشم ها یم را به او می دهم او شروع به باریدن می کند...

 

آنقدر می بارد  تا تمام وجودم را از اشتباهاتم  بشوید،

حس تازگی در من به وجود می آید....

 

وقتی تو را در کنارم می بینم زیبا ترین لحظه های عمرم را با تمام وجود احساس

 

می کنم.....

 

آنقدر احساس تازگی و خوشبختی می کنم که هرگز دلم  نمی خواهد  از این رویا

 

بیرون بیایم.........

 

ولی هرگز نمی خواهم برای لحظه ای حتی در رویاهایم مرا تنها بگذاری.......

 

 

 

دقیقاً یکی از همین روزهای دلگیر بهاری بود وقتی برای اولین بار پنجره نگاهی را لمس میکرد که بی تاب نبود و در زمان مضطرب، کاغذی را بی هدف خط میزد. باران می بارید بر ایوان یکنواختی ها و صدای زنی در باد می پیچید. گویی زیر لگدهای سنگین قطره ها له میشد و من چقدر دلم می سوخت، برای این همه ضعف و ناتوانی کسی ...

من از هیچ  آمدم  و مانده ام مثل تند بادی که در آسمان مثل کو ه؛ آرام ... سنگ ریزه میشود و در نهانِ خاکش ... گیاهی میروید. من باز هم زنده هستم و تنفس می کنم ، هوای جاری در ریه ی زمین را و همه را در دفتر های کهنگی ِ خاطرات می نگارم و گاه، گاهی عکس های بیاد ماندی را بر لوح وجودش می چسبانم ...
آری من اینجا هستم ...  تا در نعشگی لبخند های عوام گونه هایی سکوت  کنم و لبخندِ صورتیه سکوت را تحویل همه نظاره گران بدهم .
من خالی تر از آوای مادران چشم خسته و منتظران در راه مانده و مسافران افق ...اینجا میان همه حوادث ایستاده ام ....

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 

سهم من بوسه گل نيست سهم من زخم يه خاره سهم من كجا نسيمه سهم من موج و غباره كسي در منه كه غمگينه هميشه دلي كه تنها باشه جز اين نميشه....

تو را براي تو دوست دارم و زندگي را براي نفس هاي تو

اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم

اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابري مي شد باريدن مي گرفت

اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم

اي کاش مي توانستم  پرنده باشم  و تا دور دست ها به کنار تو پرواز مي کردم

و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم

آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با توبودم

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 

 

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟        

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 
......................................................................
 

آرام آرام..

 

مي‌آيم ،‌مي بينم،‌مي روم

 

آرام،‌آرام

 

مي آيي، مي‌بندي،‌مي‌ماني...

 

و سخت فرياد مي زنم از ته ته دلم كه ...

 

حذف هم بشود و نشود همه مي‌دانند كه من دوستت دارم بي فاصله، به يكباره، ناگهان، بي مقدمه

 

حذف هم بشود و نشود همه مي دانند كه د.و.س.ت.م داري با فاصله، پس بگو...

 

حوري نازم، ‌پري روزا و شباي من، نازنينم  من تو را باور كردم،‌همزمان با تولد نور،‌من

 

 تو را حس كردم همان زماني كه خورشيد هي آمد و رفت من تو را بلعيدم..

 

حوري نازم، ‌پري روزا و شباي من، نازنينم من تو را دارم و تو مرا وهمين مرا كفايت

 مي‌كند تا باشم تا بمانم براي هميشه..

 

 

حوري نازم، ‌پري روزا و شباي من، نازنينم من هنوز با همون قلم و مداد مي نويسم،

 

 من گه گاهي روي ديوار هم مي‌نويسم، مي‌نويسم،‌مي‌نويسم،‌مي‌نويسم و زغالم

 تمام مي‌شود..

 

حوري نازم، ‌پري روزا و شباي من، نازنينم پياده كه را مي‌روم از سر بلوار تا ته

 بلوار،‌پياده كه راه مي‌روم زير باران از اين سر دنيا تا آن سر دنيا،‌پياده كه راه مي‌روم

 

 زير نور ماه يا گرماي خورشيد فرقي ندارد،‌اصلا پياده كه راه بروم يا سواره تو را

 

 مي‌بينم و مي‌شنوم و مي‌برم با خودم...

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 

 

 

من خيلي دلم تنگ شده

اما دلتنگي من براي ادمهاي اين دنيا نيست .

حوصله ام خيلي خيلي سر رفته

اما نه براي رفتن به پارك يا جاهاي ديدني كه در اين دنياست

من خسته ام خيلي خسته ام

مي خواهم استراحت كنم اما نه در اين دنيا

مي خواهم از اين دنيا بيرون بروم

مي خواهم مهمان نا خوانده اي خارج از اين دنيا باشم.

لباس آخرت متري چند؟ خدا؟

.................................................

............................

...............

حالمان بد نيست غم كم مي‌خوريم                كم كه نه هرروز كم كم مي‌خوريم

آب مي‌خواهم سرابم مي‌دهند                      عشق مي‌ورزم عذابم مي‌دهند

خود نمي‌دانم كجا رفتم به خواب                 از چه بيدارم نكردي آفتاب؟

  خنجري بر قلب بيمارم زدند                بيگناهي بودم و دارم زدند . . 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
   

رفتی و رفتنت در خاطرم هست تنهاییم ، نه گفتنت در خاطرم هست چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت را ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه ونفرت بشی حس بکنی هنوزم دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت خورد نشه چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ جز سلام نتونی بهش بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاموميشنوي بدون دلم تنگه برات تا کي عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کي اسير تنهايي هايم باشم و از يارم دور .....؟

..............................................................................................................

You may only be a person in this world, but for someone you are the word....asal

سادگی مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام
برای برگشتن تو به انتظار مانده ام
سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام
تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام

به من نخند و گريه کن چرا که جز نياز تو
هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام
اگر به کوتاهی خواب ، خواب مرا سايه شدی
به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

گلوی فرياد مرا سکوت دعوت تو بود
ولی من اين سکوت را به قصه ها رسانده ام
دوباره از صداقتم دامی برای من نساز
از ابتدا دست تو را در اين قمار خوانده ام

گناه از تو بود و من نيازمند بخششم
چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام
گناهکار هر که بود کيفر آن مال من است
به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام.

 

برای تو که عاشقی

در سکوت غربت شبهای عشق

می نشينم من بر دنيای عشق

می کنم هر لحظه رويت را نگاه

تا که از خاطر نری با يک نگاه

ای امير روزهای شيرين من

ای طلوع صبح فرداهای من

باز با من بيا در شهر عشق

تا که با تو سر کنم رويای عشق

من که با تو گشته ام افسانه ای

ترک عشقت را نگو  ديوانه ای؟!

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید                  در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار الود و دور                      یا خزانی خالی از فریادوشور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید                 روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز ژوچی همچو روزان دگر                       سایه ای ز امروزهاو دیروزها

دیدگانم همچو دالانهای تار                      گونه هایم همچو مرمر های سرد 

تو را با اشک و گريه

تو را با چنگ و دندان

ربودم از دل عاشق ترينان

تو را با صد نوای آشنايی

به آن رنگ قشنگ بی نوايی

به آن ناز و نگاه دل برانگيز

ربودم از دل عاشق ترينان

به تو گفتم که مبهوت دل بی رنگ من شو

ز آوای دل من با خبر شو

ز نيرنگ غريبان در حذر باش

که من عاشق ترين عاشقانم

تو را زين رو ربودم از دل عاشق ترينان

به تو گفتم :

از آن لحظه كه در نقش نگاهت عشق ديدم

خودم را از نگاه ديگران آزاد ديدم

دلم پرواز کرد پر زد به سويت همان لحظه به تو گفتم تو بردی

دل من را به ماتم ها سپردی

وزين دنيا يکی کيش و يکی مات وليکن حال تو پيروزی و شاد

ولی امروز من تنها و خسته

به يادت هر دمی از عشق خوانم

دگر يادی زياد ما نکردی

دريغا عشق را معشوغه ای چون تو نبايد


 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 

 

هیچکس نسوخت دلش برام اون جور که تو دلسوزمی

تویی که فقط دلواپس هر شب و هر روز منی

 

 

«عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت»

  عشق يعنی زندگی تا زير صفر

    عشق يعنی پر کشيدن تا عروج

      عشق يعنی طی راه بی فروغ

        عشق يعنی ناله گيتار من

           عشق يعنی درد بی درمان من

              عشق سودای دل بيمار ماست

                 عشق مرگ لحظه ديدار ماست

                     عشق فرياد انا الحق گفتن است

                         عشق در آغوش ياران خفتن است

                              عاشقی بايد که آنرا درک کرد

                                  اين زبان از گويش عشق عاجز است


زندگی اجبار است... مرگ انتظار است... عشق1 بار است... جدایی دشوار است... یاد تو تکرار است...!!!

کاش معشوق ز عاشق طلبه جان میکرد تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
 

 

 زندگي كتابي است پر ماجرا . هيچ وقت آن را به خاطر يك ورق دور نياندازيد

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
   
                                                                 
  

 می خواهم دمی بياسايم ...آسايشی در اوج سرما ، در اوج خفقان...

 زندگی دوباره آغاز می شود ...

 باور کن حتی واژه بودن هم عذاب آور شده
 من نبودن را ترجيح می دهم ...
 خدایا من هنوز هم فلسفه جبر و اختيار تو را درک نکرده ام !!!
 زمین خلوت را می نگرم و آسمان ساکت را و خود را...
 و در این نگریستنهای همه دردناک و همه تلخ .... همواره از خود پرسیده ام و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر،
 که تو اینجا چه می کنی؟!
 احساس می کنم که نشته ام و زمان را می نگرم و آدمها را می نگرم که می گذرند...
 همین  و همین !
 کوله‏بارم را بسته‏ام
 برای یک سفر طولانی
 به مقصدی نامعلوم

                              همراه قاب عکسم

                                                           و خیال تو

                                                                            -  خدا نگهدار

 
 
 |    نوشته شده توسط تنها ترین تنها<گمنام>
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور